اشعارمیشائل کرازنُف

آخرین تابستان من در برلین

میشائل کرازنُف

برلین، آلمان

 

آخرین تابستان من در برلین بسیار گرم بود،
اشعه خورشید به قدری داغ بود،
که من تقریباً هر روزبه  شنا رفتم

کی توی تعطیلات تابستان کار می کنه؟
آخرش سر کار نرفتن یعنی،
امسال از ایفون جدید خبری نیست

صورتمو آب میزنم
بستی می گیرم وپیش دوستانم میروم تا قبل از سفر آنها را دیده باشم

رسیدم ترکیه
اصلا از تابستان خبری نبود
آنجا درهتل تمام مدت کولر روشن بود
فقط بیرون گرم بود

تمام توریستها رفتن به ساحل،
یا توی اِسپا دراز کشیدند یا توربازید از امکان گرفتند.
من از این حیرت زده شدم
که چطور آنها می توانند بروند ساحل،
توی اِسپا درازبکشند و تور شهر بگیرند
و با این وجود سهم خودشان را هم از بوفه بگیرند

ولی تابستان در آلمان فقط گرم نبود.
دردناک بود. درد و غم دوستانم، یاس و نا امیدی برادرانم، درمانگی خواهرانم،
از آنجا که به زودی ما باید همگی دوباره به مدرسه برویم
من از خودم می پرسم.
آیا تعطیلات تابسانی برای من اینقدر زود گذشت یا برای دیگران هم همیطور؟

 

 

میشائل کرازنُف، ۱۸