پروژه شعر نویسی،
کشور مبدا

أفغانستان

اروپا

شاه ضمیر حتوکی مزار شریف، افغانستان   زنان جوان در اینجا اجازه دارند دوست پسر داشته باشند. آن ها می ...

پدر

سمیع الله رسولی  غزنی، افغانستان   پدر مهربانم صد بوسه زنم خاک قدم های پدر را بردیده کنم منزل و ...

فقط تو

مهدی هاشمی غزنی، افغانستان، بزرگ شده ی ایران   با یه قامتی شکسته با نگاهی مات و خسته یه وقت ...

درباره ی زندگی در تهران

یاسر نیک زاده پنجشیر, افغانستان   من سرگذشت یک مهاجرم که آسانی برایم معنی ندارد گویا اجدادم گناه کردند یاد ...

تو

یاسر نیکزاده پنجشیر، افغانستان   تو در برابر دردهای من بسیار کوچک هستی. تو میگوئی، همه چیزت را میگیرم. من ...

تنها پسر

شاه ضمیر هتاکی مزار شریف، افغانستان   ۶۵ نفر در قایق بودند. قاچاقچی به طرف کوه اشاره کرد، گفت: آنجا ...

نیمروز

سمیع‌الله رسولی غزنی، افغانستان   بر روی جای بار وسایل حمل و نقل نشستیم. در بیابان نیمروز، وقتی هفت تا ...

دریا

علیداد جعفری هرات، افغانستان   بس کن دریا، بُخل و تنگدلی دریا بس است. دریا، تو چه مهمان نواز بودی. ...

زندگی

نبیله نایبی کابل، افغانستان   زندگی زیباترین هدیه خداوند؛ باید از آن خوب استفاده کنیم، چرا که کوتاه است. زندگی ...

قیاس وطن

محمود رستمی غزنی، افغانستان   غزنی شهر زیبائی است در غزنی میوهٔ بسیاری هست: انگور، سیب و زردالو، بادام، پسته ...

مقررات خوابگاه

مهدی هاشمی غزنی، افغانستان گوشی؟ :استفاده کن بعد ازت می گیرم می خواهم بروم بیرون : شب ها اجازه نداری ...

غم

از حامد بلوچ کنگ، افغانستان   چشمان براه یار در سرای غمم در انتظار جان ز بار غمم جانم به ...

کودکی

از حامد بلوچ   کنگ، افغانستان   مادر یعنی عشق مادر یعنی آرامش مادر یعنی دوستی مادر یعنی رستگاری چرا ...

بنام آزادی

از حامد بلوچ کنگ، افغانستان   وطن جائی که نماد سرمنشأ هرانسان است جائی که آغاز و پایان زندگی مرا ...

مثل یک تیر

مهدی هاشمی افغانستان، بزرگ شده ی ایران   تصور بازگشت، غیر ممکن یک ماه مسافرت، مسافرت که نه، عذاب می ...

رد پاها

یاسر نیک زاده پنشیر، افغانستان، بزرگ شده ی ایران کنارم باش و ببین ببین چه به سرم آمد هر چه ...

برلین

منصور حمیدی قندوز, افغانستان   برلین معنی آزادیست. آزادی تنهایی بیرون رفتن, بدون ترس. من میتوانم هرکاری دلم میخواهد انجام ...

شکسته

نسیمه حیدری کابل, افغانستان   در آشپزخانه بودم یادت می آید؟ تو دستمال را پرت کردی. تو گلدان شیشه ای ...

دین

حامد میرزایی قندوز, افغانستان   دین چیزیست که هر قومی و آدمی دارد بعضی آدمها دین را چیز مهم و ...

ساختمان آینده

زهرا شریفی غزنی, افغانستان   هر ساختمانی روزی طرحی بیش نبوده است پس گول مخور, الان تو نباید به زودی ...

روسری

ساره صافی کاپیسا, افغانستان   من گمان میکردم, که در آلمان میشود شکوفا شد و کسی نمیتواند محدودمان کند اگر ...

نامه ای به یک دوست

ساره صافی کاپیسا, افغانستان   سلام دوست خوبم, خیلی وقت میشود که با هم درد دل نکرده ایم یگانه دوستم ...

ترسی در قلب

موسکا کریمی کابل, افغانستان   روزی که به آلمان رسیدم کسی به من کمک نکرد نمیدانستم, باید از چه کسی ...

یک تکه پارچه سفید

موسکا کریمی کابل, افغانستان   فرقی نمیکند در کجا بزرگ شده باشد به کدامین خدا ایمان داشته باشد اهل کدام ...

مسئولیت

جمال عباسی هرات, افغانستان   بزرگترین مسئولیت را یک معلم میتواند داشته باشد معلم تنها کسی است که انسان بعد ...

درباره ماهیت آزادی

جمال عباسی هرات, افغانستان   آزادی کلمه زیباییست که برایش چیزهای زیادی قربانی شده است که خطر های بزرگی میتواند ...

برای کودکان سرزمینم

الیاس بلخی مزار شریف, افغانستان   صبح های زود به مدرسه میروم . در پارک کودکانی مشغول بازی اند که ...

رود اشکها

الیاس بلخی مزار شریف, افغانستان   آب میتواند معانی زیادی داشته باشد و به اشکال مختلف درآید دریای خروشان(مواج), رود ...

فردا

علی احمدی بامیان، افغانستان   قبل از سوار شدن به کشتی      نمی دانم که زنده می مانم یا نه ...

زن ها

سمیع الله رسولی غزنی، افغانستان   وقتی می گویم زنها من منظورم واقعاً زنهاست همان هایی که بینی و ابرو، ...

بدون تو

شاه ضمیر هوتکی مزار شریف، افغانستان   تقدیم بر آنی که بهشت زیر پایش که مهرش تا ابد در دلم ...

عشق

سمیع الله رسولی غزنی، افغانستان   اگر بخاطر زیبائی دوستم میداری دوستم مدار خورشید را دوست بدار با گیسوان زرینش ...

مادر

کاهل کشمیری غزنی، افغانستان مادرعزیزم ای کاش تو باز ایی و من پای تو بوسم در سجده روم صورت زیبای ...

مستی و دیوانگی

شاه ضمیر هوتکی مزار شریف، افغانستان   عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهانی بیگانگی عشق یعنی شب ...

آخرین تابستان من در افغانستان

کاهل کشمیری   ...گرم بود و اشعه خورشید به قدری سوزان بود که من به سختی می توانستم کار کنم ...

ناامید

غنی عطایی هرات، افغانستان   سخت گذشت تا فهمیدم  هیچ چیز از هیچکس  بعید نیست. هر چقدر هم  که سنم  ...

همدردی به روی دوش پشه

سادات پناه سید قندوز, افغانستان   غرور که در انسان جای بگیرد محکوم به شکست میشوی, چون خدا مغروران را ...

چه چیز افغانستان دلتنگم نمیکند

سمیه حسن زاده هرات, افغانستان   چیزی از افغانستان که دلتنگم نمیکند: خطر در خیابانش. شب, ساعت هشت به بعد, ...

آیا افغان بودن جرم است؟

روبینا کریمی کابل, افغانستان   آیا افغان بودن جرم است؟ آیا در افغانستان به دنیا آمدن جرم است؟ چرا همه ...

تنها

روبینا کریمی کابل, افغانستان   تنها در اطاقی تنها در ظلمت تنها و بدون خانواده ای آموختم تنهایی را, و ...

خشم و تکبر

روبینا کریمی کابل, افغانستان   آیا من حق ندارم شریک زندگی خود را انتخاب کنم؟ چیست فرق میان زنی افغان ...

آقای فریدریش, پادشاه اداره خارجی ها

روبینا کریمی کابل, افغانستان   از زمانی که به آلمان رسیدم. با انسان های خوب و بد روبرو شده ام. ...