اشعارامیر شادولیعراق

خانه ما

امیر شادولی

شنگال، عراق

 

خانه ای داشتیم، خودمان ساخته بودیم
دیوارهایش را از سنگ، و رنگهایش
با بوی روشنی و تاریکی، و پنجره هایش
بسیار بزرگ، آنها را باز کردیم و به دوردستها نگاه.
زمین خانه پوشیده بود از کاشی و گهگاهی
بگوشم میرسید صدای همسایگان و خیابان.
خانه ای بود بخصوص.
فقط خانواده ام بود و من.
آن خانه محبوب من بود، آنرا خودمان ساخته بودیم.

 

امیر شادولی (۲۳ ساله)

بخاطر جنگ از شهر زادگاهش شنگال در شمال عراق به برلین آمد. زبان مادری اش کردی است. او در شهر ویتنا در مدرسه امیل فیشر درس میخواند و مایل است پس از اتمام مدرسه دوره کارآموزی آرایشگری را بگذراند.