أفغانستاناشعارروبینا کریمی

خشم و تکبر

روبینا کریمی

کابل, افغانستان

 

آیا من حق ندارم شریک زندگی خود را انتخاب کنم؟
چیست فرق میان زنی افغان و زنی آلمانی؟
هر دو زن اند!
آیا فرقشان در آلمانی بودن و افغانی بودنشان است؟
بار حیا معمولا روی شانه بانوان است.
مرد ها هر کاری دلشان میخواهند میکنند.
اما اگر من هم درخواست هایم را آزادانه بیان کنم, در نهایت این منم, که مقصر است.
من انسانم.
تنفس میکنم.
میخواهم زندگی کنم
میخواهم آزاد باشم و پرواز کنم
و از این زندگی, که هدیه خداوند است, لذت ببرم.
چرا میخواهی این زندگی را از من بگیری؟
من هم یک انسانم.

ای پسر , اینجا افغانستان نیست!
ببین کجایی و چشمهایت را باز کن
آن ظلمی که با من میکردی اینجا با دختران نمیتوانی تکرار کنی.
حال تو دیگر تصمیم گیرنده نیستی, بلکه او هم حق دارد تصمیم بگیرد که میخواهد با تو باشد یا نه.
زیرا حق ما اینجا با هم برابر است . پس احترام ما را داشته باش
در هرکجای دنیا باشم فرقی نمیکند که آخر اسمم افغان یا آلمانی است.
اسم زن کافیست.

 

روبینا کریمی (17)

به تنهایی از کابل فرار کرد. مادرش زود به رحمت خدا رفت, و برادر دوست داشتنی اش هنوز در وطن است. علارغم آنچه در گذرنامه اش ذکر شده او را بزرگسال به شمار آوردند و او مجبور به ترک محل اقامت با محافظت های ویژه شد و امروز پیش آن خواهرش زندگی میکند, که در حال حاضر برای کار به برلین آمده.