ألمانيااشعارفیونا زولکه

دیگران

فیونا زولکه

برلین, آلمان

 

ببین, و دوبار روی برگردان.
ببین چگونه نگاه میکند, اما الان نگاه نکن, زیرا او دارد نگاه میکند.
برای چه اینگونه نگاه میکند؟
نگاه میکنم, تا ببینم, که آیا هنوز نگاه میکند.
حالا نگاه میکند, حالا نگاهش را برمیگرداند.
چرا نگاهش را ناگهان از روی ما برداشت؟
زیادی نگاهش کردم؟
حالا باز نگاه میکند.
ما لبخند میزنیم.

 

فیونا زولکه (1994)

اهل برلین است. شعرش درمورد لحظه ای از نگاه های یواشکی در مترو است. جایی که انسان هایی کنار هم مینشینند که هیچ جای دیگری با هم روبرو نمیشدند. چه پیر چه جوان, چه مهاجر, اینجا بزرگ شده, یا در حال سفر, در حال گذر.