أفغانستاناشعاربرندگان جوایزسمیع الله رسولی

زن ها

سمیع الله رسولی

غزنی، افغانستان

 

وقتی می گویم زنها

من منظورم واقعاً زنهاست

همان هایی که بینی و ابرو، لب و چانه و… همه اش مال خودشان بوده است از ابتدا

همان هایی که مغرور و خودشیفته نیستند. اما به خلقتشان هر چه هست می بالند.

وخود را همانطور ساده و زیبا دوست می دارند. همان هایی که می خواهند

فقط شبیه خودشان باشند و نه شبیه هیچ زنی دیگر

وقتی می گویم زنها منظورم همان زن هاست، که بوی عطر نگاه پر از مهرشان

و لطافت دست یاری گرشان به هیچ چیز گرانقیمتی براری نمی شود.

زنهایی که آراسته اند اما بعد از شستن صورت هم هنوز می شود آنرا شناخت.

زنهایی که زیبا می پوشند اما در خیابان که می روند آب دهان شهوت پرستان به راه می افتد.

زنهایی که در پی لوندی دلبری نیستند، اما جذابیت درونشان هر اهل دلی را به راه می آورد.

بعضی هاشان خانه می مانند آب می شوند.

بعضی هاشان بیرون می روند نان می شوند.

و من وقتی می گویم زنها منظورم همین زنهاست.

سمیع الله رسولی (17)

سمیع الله رسولی در غزنی, افغانستان, بزرگ شده است. منطقه ای که کماکان قربانی درگیری است. پدرش چهار سال پیش درگذشت. فرار سمیع الله چهار هفته به طول انجامید. چند وقت پیش مشغول کارآموزی در تجارت هتل شد. شعر هایش حاکی از شوق و عشقی ست که به پدرش میوزد.
The Poetry Project | Foto © Rottkay