عشق فقط یک کلمه نیست

یوهانا یوهانس

اسمره, اریتره

 

من عاشق بوده ام
عشق فقط یک کلمه نیست
عشق, معنی درد است
عشق, باد است
کسی نمیداند
از کجا می آید
به کجا میرود

من از عشق شنیده ام
اما اورا پیدا نکرده ام
بدون او حس میکنم گم شده ام

عاشق که باشی, همه چی آسان میشود
عاشقت که نباشند
مانند خانه ای بی چراغ میشوی

عشق
مهمترین کلمه زندگی من

فقیری
ثروتمندی
کوچکی
بزرگی
ما اینهمه زبان حرف میزنیم
اما یک زبان همیشه یکیست
زبان عشق

 

یوهانا یوهانس(بیست و چهار)

بزرگ شده پایتخت اریتره در شهر اسمره است , با فاصله بزرگترین شهر اریتره است. برای او آزادی چیزی به شدت مهم است. در آلمان میتواند تفکراتش را آزادانه بیان کند, میتواند سفر کند, و این فرصت را دارد که به مدرسه برود. همه اینها یوهانا رو به این نتیجه میرسونند, که آلمان برای او جای خوبیست. اکنون به مدرسه میرود و بعد میخواهد به تحصیل ادامه دهد. راجع به گرایش شغلی اش نمیخواهد حرف بزند که البته این آزادی را دارد, فعلا همه چیز را باز بگذارد.

کدام آزادی؟

هایلوم اشتگه

بارنتو, اریتره

 

آزادی؟ نمیشناختم
دهات مان؟ دنیای کوچک من
دنیا را رها کنم؟ غیرممکن
چشم انداز من به آینده؟
زندان

 

هایلوم اشتگه (بیست و دو)

از یک دهات کوچک در اریتره مهاجرت کرده, که هیچ آینده خوبی جلوی پایش نمیگذاشت. و در یک دهات کانکسی در برلین تمپلهوف زندگی میکنه.