مثل یک تیر

مهدی هاشمی

افغانستان، بزرگ شده ی ایران

 

تصور بازگشت، غیر ممکن

یک ماه مسافرت، مسافرت که نه، عذاب

می خواهم باشم مثل تیر

تیری که سوی نشانه می رود

تیری که میرود بی آنکه کند پشتش را نگاه


 

مهدی هاشمی (2000*)

مهدی هاشمی از پدر و مادری افغانی تبار در ایران متولد شده. او در نزدیکی پایتخت یعنی تهران بزرگ شده. مهدی از این مینویسد که چرا مهاجران افغان در ایران حتی برای نفس کشیدن هم نیاز به عذر موجه دارند.
The Poetry Project | Foto © Rottkay

فقط تو

مهدی هاشمی

غزنی، افغانستان، بزرگ شده ی ایران

 

با یه قامتی شکسته
با نگاهی مات و خسته
یه وقت هایی هست که می بینی خودتی و خودت
دوست داری همدرد نداری
عشق داری اما تکیه گاه نداری
مثل همیشه
همه چی داری و هیچ چیز نداری !
کی حرف منو می فهمه ؟
کی درد منو میدونه؟
پشت پرده ی اشک چشم
کی راز منو می دونه؟

 

مهدی هاشمی

مقررات خوابگاه

مهدی هاشمی

غزنی، افغانستان

گوشی؟ :استفاده کن بعد ازت می گیرم
می خواهم بروم بیرون : شب ها اجازه نداری
می خواهم فیلم نگاه کنم : فقط تا ساعت 10 شب
فردا نمی خواهم برم مدرسه : تو بی جا می کنی
میشه امشب پیش دوستم بخوابم؟ :نه ! فردا باید بروی مدرسه
میشه ایران برگردم؟ : نه! اجازه نداری
میشه بمیرم؟ : دیوانه ای مگه ,حق نداری
پس میشه زندگی کنم ؟ : سوال سختیه

 

 

مهدی هاشمی (2000*)

مهدی هاشمی از پدر و مادری افغانی تبار در ایران متولد شده. او در نزدیکی پایتخت یعنی تهران بزرگ شده. مهدی از این مینویسد که چرا مهاجران افغان در ایران حتی برای نفس کشیدن هم نیاز به عذر موجه دارند.
The Poetry Project | Foto © Rottkay