۱- نامی که معنا و مفهوم خود را ازدست داده: وطن.

۲- آنچه که هویت مرا از من گرفت: وطن.

۳- برای آن بیمعناست که من یک چلچلهام: وطن.

۴- جائیکه خورشید تابان است و سرزمین پُربرکت: وطن.

۵- چلچلهها را دوست دارم.

۶- چراکه آنها دلیلی برای وابسته بودن به چیزی ندارند.

۷- با طلوع تابستان میآیند.

۸- با غروب پائیز میروند.

۹- دلم میخواهد مثل یک چلچله باشم.

۱۰- جائیکه پرتو نور، خود را گسترش میدهد، همانجاست: وطن من.