تقریبا یک سال بعد بود که یاسر اولین شعرش با عنوان «ردپاها» را در مورد تجربه‌ی مهاجرتش سرود. او در سال ۲۰۱۷ در مصاحبه با تلویزیون ZDF گفت: «من همیشه خاطره‌ی بعضی از اتفاقاتی را که در مسیر مهاجرت برایم افتاده بود، در ذهن خودم به عمد مکتوم نگه می‌داشتم. حالا فقط از طریق نوشتن است که این خاطرات در ذهنم زنده می‌شوند و این خود نوعی التیام به همراه می‌آورد. کسانی که در امنیت و رفاه بزرگ شده‌اند، نمی‌توانند این احساسات را درک کنند. اما اگر مثلا چنین حس‌هایی را در شعر توصیف کنید، ممکن است مردم را به این فکر بیاندازد که چه می‌شد اگر خودشان مجبور می‌شدند چنین سرنوشتی را تحمل کنند؛ سرنوشتی پر از جنگ، ویرانی و یأس. آن وقت است که می‌توانند چنین احساساتی را بهتر درک و با آن همذات‌پنداری کنند.»


عکس © Rottkay

در ایران هم مانند افغانستان شعر اهمیت فراوانی دارد. در این دو کشور احساسات و ماجراها و سرگذشت‌ها در قالب نظم روایت می‌شوند و در هر موقعیتی، موقع شام، در تاکسی یا در هنگام خرید این شعرها دوباره و دوباره به زبان می‌آیند. کار ما در Poetry Project بر اساس این سنت روایی بنا شده است؛ سنتی که بر اساس نوعی خاص از ایجاز زبانی و ژرفای عاطفی شکل گرفته و رشد کرده است. در این سنت چیزهایی که به ظاهر نمی‌شود آن‌ها را به بیان درآورد ابتدا به قالب گفتمانی هنرمندانه درمی‌آیند و برعکس، چیزهایی که پیش‌تر غریبه به نظر می‌آمدند رنگی از آشنایی به خود می‌گیرند.